فیلم سینمایی یک تکه کیک 2021-05-23
همه چیز نابود شد؛ هم «کیک»، هم «محبوب»، هم «من» نقدی بر خبرسازترین فیلم این روزها تابناک
در دنیایی که رویاهای زنان در بند است مهین تصمیم میگیرد قفس تنهاییاش را بشکند. فیلم درام کیک محبوب من به کارگردانی مریم مقدم و بهتاش صناعیها سفر احساسی زنی را روایت میکند که در جستجوی خود و خوشبختی است. لیلی فرهادپور در نقش مهین با بازی درخشانی که ارائه میدهد ما را به دنیای پیچیده و پر از چالشهای این زن میبرد.
تغییر حالات چهره او از آغاز تا پایان فیلم، بهویژه وقتی که پس از ورود فرامرز چهرهاش پر از خنده میشود، دل هر بینندهای را آب میکند. خندههای او، خجالتش، لحظات آرامش و هیجانش، همگی تأثیر عمیقی بر تماشاگر میگذارند. مهین پس از شنیدن حرفهای انگیزشی و کمی شعاری در مهمانی، تصمیم میگیرد تغییری در زندگی یکنواخت و تکراریاش ایجاد کند و از چارچوبهای همیشگی خود خارج شود. او به دوستش پیشنهاد میدهد با استفاده از کوپن رستوران ارتش به همراه او به گردش بروند، اما وقتی دوستش نمیپذیرد، سفر تنهایی خود را آغاز میکند. گویا سالهاست که از خانه بیرون نرفته و حالا به یک هتل قدیمی که از جوانیهای خود با آن خاطراتی دارد، میرود. در خیابانها و پارکهای تهران قدم میزند، شاهد دعوای دختری جوان با مأموران میشود و از او حمایت میکند.
مهین تصمیم میگیرد برای پاسخ به نیازهایش دست به عمل بزند نه آنکه منتظر باشد مردی از راه برسد و او را نجات دهد. پس در جستوجوی عشق از چاردیواری خانه بیرون میرود و در را پشتسرش میبندد. فیلم یک سینمای رُمان گونه و به تعبیر پازولینی، سینمای نثر نیست؛ چرا که در آن داستان بسیار کوچک شده و جزئیات و لحظهها برجستهاند.
معرفی بازیگران کیک محبوب من
ولی بر اساس گزارشها نهایتاً در ۲۲ اسفند ۱۳۸۸ با سپردن قرار وثیقه ۹۰ میلیون تومانی، از زندان اوین آزاد شد. او با مسرور تنکابنی ازدواج کرد و صاحب فرزندی به نام بهرنگ شد. او در کنار تحصیل به نویسندگی و ترجمه متون انگلیسی هم ادامه میداد. او بازیگری خود را در سال ۱۳۸۸ با فیلم لطفاً مزاحم نشوید شروع کرد.
مهین، یک بیوه است که سال ها در سکوت و انزوای عاطفی به سر برده و اکنون تصمیم می گیرد از کلیشه های فرهنگی و اجتماعی که برای زنان مسن تعریف شده فاصله بگیرد. لیلی فرهادپور و اسماعیل محرابی هر دو در نقشهایشان فوقالعاده عمل کردهاند. محرابی یادآور شخصیت مهربان و دوستداشتنیای است که از سریال «خانه سبز» به خاطر داریم؛ همانقدر گرم و صمیمی. لیلی فرهادپور نیز با شیرینی و طراوت نقش مهین را به تصویر میکشد.
بحثهای معمولی انسانهای عادی؛ چه زن و چه مرد تنها پیدا کردن عشق و همدم است. در «کیک محبوب من» چون از اساس موضوع درباره تنهایی است، آن بخش از یک مهمانی نیز مربوط به پیدا کردن یک همدم است. این مکالمه را زنان و یا مردان هر کشوری میتوانند در جمعی دوستانه با هم داشته باشند.
آدمهای تنها، آدمهای مهربان، آدمهای بیآزار، خانههای قدیمی، موسیقی قدیمی، حسرت روزهای قدیمی، اینها تمهای اصلی فیلمهای بهتاش صناعیها و مریم مقدم است. زوج سینماگری که تا به حال سه فیلم خوب با هم کار کردهاند و امید است که در آینده نیز چنین کنند. آخرین فیلم آنها «کیک محبوب من» که محصول مشترک آلمان، فرانسه، سوئیس و ایران بوده است، در هفتاد و چهارمین جشنواره بینالمللی فیلم برلین به نمایش درآمد و موفق به دریافت جایزه فیپرشی شد.
فرامرز یک راننده تاکسی و کهنه نظامی است که به دلیل نواختن ساز در عروسیها دچار مشکل شده است. فرایند تولید و نمایش «کیک محبوب من» پیش از این با اعتراض مقامات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مواجه شده بود. مهین، با یک راننده تاکسی مسن به نام «فرامرز» ارتباط دوستی و عشقی برقرار میکند. «تولید فیلم مبتذل» و «توزیع و انتشار فیلم مبتذل»، مصادیق اتهامی بهتاش صناعیها و مریم مقدم، کارگردانان این فیلم است. به گزارش پارت نیوز؛ چه چیزی شیرینتر از یک کیک خانگی؟ و چه چیزی تلختر از تنهایی؟ فیلم کیک محبوب من ما را به سفری احساسی میبرد که در آن شیرینی و تلخی زندگی در هم میآمیزند.
فیلمی که با فاند خارجی و با حضور بازیگران سطح چندم ساخته شده است، طبیعتاً باید هم به چنین زباله ای تبدیل شود.. صناعیها و مقدم بهعمد پایان داستان عاشقانهشان را با لحنی مثبت و امیدوارکننده به تصویر نکشیدند. گرایش آنها به واقعگرایی و بدبینی موروثی، که در نوع خود طبیعی است، باعث شد بخواهند واقعیت را به تلخترین شکل ممکن نشان دهند.
بازیگران فیلم کیک محبوب من
این فیلم در بازتاب این موضوع، همان نگاه کلیشهای دیگر فیلمهای ایرانی را برمیگزیند یعنی نگاهی سرزنشبار به کسانی که مهاجرت کردهاند. «کیک محبوب من» در جشنوارههای مختلف جهانی، از جمله برلیناله، مورد توجه قرار گرفته و موفق به کسب جوایزی از جمله جایزه یورو ایمیج شده است. این جوایز نشاندهنده ارزش هنری و اجتماعی فیلم در سطح بینالمللی هستند. آقای صناعی ها سازنده فیلم کیک محبوب من قبل از این نیز در سال 2021 فیلم قصیده گاو سفید را ساخت که در هفتاد و یکمین جشنواره بین المللی فیلم برلین حضور داشت. انتخاب صناعیها و مقدم این نبود که قصه عاشقانهشان را با پایانی مثبت و امیدوارکننده بگویند. میل به واقعنگری و بدبینی موروثی که طبیعی هم هست، باعث شد بخواهند واقعیت را لخت و عور و در تلخترین حالتش به صورتمان بکوبند.
بیوگرافی بازیگران سریال تجارت یا بازار (Piyasa) + خلاصه داستان و عکس
این فیلم با بازیگری درخشان داستان جذاب و پرداختن به مسائل اجتماعی مهم توانسته است نظر بسیاری از منتقدان و مخاطبان را به خود جلب کند. این فیلم در هفتاد و چهارمین جشنواره بینالمللی فیلم برلین برای دریافت جایزه خرس طلایی نامزد شد. این نامزدی میتواند به افزایش توجه جهانی به سینمای ایران و موضوعات اجتماعی آن کمک کند. «کیک محبوب من» در وبگاه راتن تومیتوز امتیاز ۱۰۰% از ۲۵ نقد مثبت را دریافت کرده است. این امتیاز نشاندهنده تأثیرگذاری فیلم بر روی تماشاگران و منتقدان است. نقدهای مثبت بر روی تصویرسازی واقعگرایانه شخصیت مهین و زندگی روزمره او تأکید دارند.
این تصمیم تغییرات بزرگی را در زندگی او ایجاد میکند و او را در مسیری قرار میدهد که با چالشهای بسیاری روبرو میشود. فیلم اما در جاییهایی نتوانسته از باورهای نهادینه شده در افکار عمومی ایرانیها در برود. یکی از این صحنهها زمانی است که مهین با دخترش تلفنی صحبت میکند. دختر او خارج از ایران زندگی میکند و به دلیل آنکه درگیر کار و بچهاش است، نمیتواند زیاد برای مادرش وقت بگذارد.
انتشار جدول افزایش حقوق بازنشستگان ۱۴۰۴ از واریز عیدی بازنشستگان تامین اجتماعی تا پرداخت متناسب سازی حقوق بازنشستگان
البته انسان نیازهای بسیاری دارد که یکی از آنها هم عشق می باشد. نیازهایی مانند دفع و ادرار نیز از نیازهای انسان هستند که بسیار مهمتر از عشق هستند. یعنی اگر انسان حبس البول شود و ادرار او خارج نشود؛ یا دفع او با مشکل روبرو شود؛ می فهمد که همین امور ساده و روزمره؛ چقدر مهمتر از عشق و روابط جنسی است. اما برای دفع و ادرار؛ ما نیاز خود را در وسط خیابان به انجام نمیرسانیم. هیچکس مخالف نیاز انسان به عشق و محبت نیست؛ اما مهم مکان و نحوه بیان آن است. مطمئنا هرچه این امور علنی تر باشد؛ خالی تر از محتوا خواهند بود.
تأثیر اجتماعی فیلم
او تصمیم میگیرد از الگوهای متداول اجتماعی خارج شود و به دنبال خوشبختی خود باشد. فیلم کیک محبوب من یک درام ایرانی است که در سال 2024 به نمایش درآمد و در بخش مسابقه ی هفتاد و چهارمین جشنواره بین المللی فیلم برلین (برلیناله) به نمایش گذاشته شد. این فیلم به کارگردانی مریم مقدم و بهتاش صناعی ها ساخته شده و به صورت مشترک محصول ایران، فرانسه، سوئد و آلمان است. فیلم برداری این اثر عمدتاً در ایران انجام شده است که خود یکی از نکات مهمی است که فیلم را به یک اثر قابل توجه در سینمای اخیر ایران تبدیل می کند. تماشای این شخصیتها برای مخاطب ایرانی هم مهم و هم هیجانانگیز است.
تولید «اخراجی ها ۴» امسال آغاز میشود/ جزییات فیلم جدید مسعود دهنمکی
زوج صناعیها و مقدم که از اساس فیلمهای اینچنینی میسازند. فیلم آخرشان به دلیل تصویر واقعگرایانهای که به نمایش میگذارد، اصلاً چارهای جز ماندن در فضای یک خانه نداشته است. گرچه چند سکانس بیرونی هم دارد اما بخش اصلی و مهم قصه در فضای خانه میگذرد.
اما برای مخاطب ایرانی اینکه چنین مکالمهای با تصویری واقعگرایانه چهطور پیش میرود، بسیار مهم و حائز اهمیت است. سینمای ایران در سالهای اخیر تحولات زیادی را تجربه کرده است. یکی از این آثار درخشان، فیلم «کیک محبوب من» است که به کارگردانی مشترک مریم مقدم و بهتاش صناعیها ساخته شده و توجه بسیاری را به خود جلب کرده است.
این فیلم قصهگویی محض نمیکند، بلکه با درنگ در لحظهها، به عمق چیزی که در جریان است اشاره کرده و مخاطب را به فکر فرو میبرد. دوربین با پرسههای هوشمندانه در زندگی مهین و فرامرز (با بازی متفاوت اسماعیل محرابی)، بار اصلی ساخت میزانسن معنادار را به دوش میکشد. دوربین با دور و نزدیک شدن به کاراکترها، تنهایی و اضطراب آنها در مواجهه با دیگری را به شکلی درخشان بازتاب میدهد. اگرچه مخاطب ایرانی به فیلمهای تکلوکیشنی و کمشخصیت عادت کرده، ممکن است از آنها خسته شود. اما «کیک محبوب من» با طراحی صحنه زیبا، شخصیتهای جذاب و نگاه انسانی خود نه تنها کسلکننده نیست، بلکه تماشاگر را بهشدت درگیر میکند؛ همان اتفاقی که در دو فیلم قبلی این زوج نیز رخ داده بود. فیلم 《کیک محبوب من》 داستان زندگی زنی به نام مهین را روایت می کند که در دهه هفتم زندگی اش قرار دارد.
زندگی او که در چهره غمگین و افسردهاش نمایان است، بهوضوح نمادی از تنهایی است. صناعیها و مقدم بهخوبی توانستهاند در همان دقایق ابتدایی فیلم این مفهوم را به تماشاگر منتقل کنند. مهین بازتابی از تمام افرادی است که با گذر زمان، تنهاییشان بیشتر میشود. نماهای نزدیک از لبها و چشمان افتاده لیلی فرهادپور، تصویری از انسانی تنها و بیتماشاچی خلق کرده که بهخوبی احساسات او را منعکس میکند.
در دنیای سینما، این امکان وجود داشت که فیلم جایی تمام شود که مهین فرامرز را صدا میزند، جوابی نمیگیرد و او را در اتاقش در حالی که خوابیده است، میبیند. فیلم میتوانست با نمایی از مهین که بیرون از اتاق لبخند میزند، به پایان برسد. مهین زنی میانسال و تنها است که در جامعهای با محدودیتهای فراوان زندگی میکند. او پس از سالها زندگی تکراری و روزمرهای تصمیم میگیرد از قید و بندهای اجتماعی رها شود و به دنبال کشف خود و تجربههای جدید برود.
اما حاکمیت اصرار دارد به هر وسیلهای جلوی این خواست را بگیرد و نتیجه این رفتار میشود انباشت حسرت در بسیاری از مردم ایران که نه چریک و مبارز سیاسی هستند و نه کاری به حاکمیت دارند. باغچه حیاط منزل مهین، یک نشانه تمثیلی است که یادآور شعر فروغ و تمام مصرعهای اعتراضیاش است. آنها پس از ممنوعالخروجی با اتهاماتی همچون «تبلیغ علیه نظام» و «اقدام علیه امنیت ملی» روبهرو شده بودند که اکنون اتهام فوق الذکر نیز به این پرونده افزوده شده است. این تغییرات را میتوان به شکل ملموسی در سطح شهرها هم مشاهده کرد و چیزی نیست که بتوان آن را کتمان کرد.
خلاصه داستان
چند دوست قدیمی دارد که حالا به واسطه پیری کمتر آنها را میبیند. شبها تا دیروقت سریال تماشا میکند، برای نوهاش پتو میبافد و صبحها تا ظهر میخوابد. زندگی او، چنانچه از چهره غمگین و آویزانش پیداست، مصداق بارز تنهایی است. صناعیها و مقدم در دقایق اولیه فیلم به خوبی موفق شدهاند این مفهوم را به بیننده خود منتقل کنند. مهین بازتاب حقیقی تمام انسانهای تنهاست که با پا به سن گذاشتن، تنهاییشان بیشتر و عمیقتر میشود.
مهین برخلاف بازیگران زن فیلمهای ایرانی، در خانه حجاب ندارد و خود واقعیاش را نشان میدهد. همان تصویر واقعی که بهخاطرش در خیابانهای ایران جوی خون به راه میافتد. همان تصویر واقعی که کارگردانهای این فیلم به قیمت آن از ایران ممنوعالخروج شدهاند. فیلم همچنین به چالشهای اجتماعی و فرهنگی زنان در جامعه ایران میپردازد. موضوعاتی از جمله انزوا، عدم توجه به نیازهای عاطفی زنان سالخورده و مشکلات اجتماعی که آنها با آن مواجهاند، به خوبی در داستان منعکس شده است. این چالشها میتواند به گفتگوهای اجتماعی و فرهنگی بیشتری منجر شود.
رسانه ها با شنیدن این رخداد، عملکرد آن ها را درست مانند فیلم قصیده گاو سفید دیدند که حکومت ایران اجازه اکران آن را صادر نکرد. همانطور که گفتیم از بازیگران کیک محبوب من می توان به لیلی فرهادپور در نقش مهین و اسماعیل محرابی در نقش فرامرز اشاره کرد. دلایل متعددی وجود دارد که باعث شده 《کیک محبوب من》 به یکی از آثار مورد توجه تبدیل شود.
از اینجاست که لحظات طلایی و سینمایی فیلم آغاز میشود؛ جایی که مهین انقلاب شخصیاش را شروع میکند. خاصیت تنهایی زیاد، بهویژه در دوران پیری، این است که یا به آن عادت میکنی و هیچ تغییری در آن ایجاد نمیکنی، یا بر ضد آن و جامعهای که تو را به این تنهایی کشانده است، دست به انقلاب میزنی. او به این نتیجه میرسد که وقت زیادی برای لذت بردن از زندگی باقی نمانده و تنهایی دیگر انتخاب او نیست. داستان فیلم کیک محبوب من، داستان زندگی زنی به نام مهین را روایت میکند که در دهه هفتم زندگیاش قرار دارد.
موسیقی متن زیبا و انتخاب های بصری هوشمندانه، احساسات مختلفی را در بیننده ایجاد می کند و او را ترغیب می کند تا داستان را دنبال کند. تیزر به خوبی نشان می دهد که فیلم نه تنها یک کمدی رمانتیک است، بلکه به موضوعات عمیق تری نیز می پردازد. روایتِ منسجم و جسورانه «کیک محبوب من»، کلیشه روایتهای خطی را مختل کرده و دیدگاههایی جایگزین در مورد عاملیت، خودمختاری و توانمندسازی زنان ارائه میدهد.
برای مثال، زمانی که مهین از یک زن جوان که توسط پلیس اخلاق دستگیر شده دفاع میکند، این صحنه بهشکلی ضمنی سیاستهای محدودکننده ایران، بهویژه در مورد حقوق زنان، را نقد میکند. لیلی فرهادپور بازیگر، روزنامه نگار، نویسنده و فعال حقوق زنان ایرانی است که در 1340 در تهران به دنیا آمده است. رسانهها این اقدام را مانند فیلم قصیده گاو سفید دیدند که حکومت ایران اجازه اکران آن را نداد. فیلم با مرگ فرامرز و ریختن شراب بر گوری که مهین کنده است، تمام میشود، انگار قرار بوده است که عشق و رویاپردازی و شادی مثل همیشه به جبر و واقعیت زندگی و ناامیدی ببازد. اما رفتار و نقش قهرمانانه و با اعتماد به نفس قوی مهین، از جایی شروع میشود که تصمیم میگیرد از قالب یک پیرزن خارج شود و رفتارهایی را که جامعه از او انتظار دارد، انجام ندهد. در این نامه امضای برلیناله، ائتلاف بینالمللی فیلمسازان در معرض خطر (ICFR) و انجمن قلم آمریکا نیز دیده می شد.
در ساحت سینما میشد آنجا که مهین فرامرز را صدا میزند و جوابی دریافت نمیکند، به سمت اتاقش میآید و او را خوابیده در تخت پیدا میکند، فیلم را تمام کرد. با مهین در قاب، بیرون در اتاق که دارد به فرامرز لبخند میزند اما نگاه اگزیستانسیالیستی دو سینماگر باعث شد بخواهند وضعیت وجودی انسان را به خواهشهای خیالی سانتیمانتالش ترجیح دهند. با این پایانبندی، کنایهای است به وضعیت ناپایدار و محدودیت اختیار انسان در جهانی که در آن زندگی میکند و هیچ اختیاری روی زمان و چگونگی مرگش ندارد. تیزر فیلم 《کیک محبوب من》 به خوبی توانسته است جوهره فیلم را به تصویر بکشد. این تیزر با تصاویری از لحظات احساسی و خنده دار، بیننده را به دنیای شخصیت ها و چالش های آن ها دعوت می کند.
روزهایش با تماشای سریالهای شبانه، بافتن پتو برای نوهاش و خوابیدن تا ظهر میگذرد. موفق میشود تصویری واقعگرایانه از دغدغههای آدمهایی پابهسنگذاشته به نمایش میگذارد که جزو دستهای از اجتماع به حساب میآیند که انگار قلب و روح ندارند. حالا برای اولین بار دارند خودشان را میبینند و چه ضیافتی از این دیدار میسازند. «کیک محبوب من» با ظرافت موفق میشود هم تصویری جهانشمول از زن و مرد پیر و تنها به نمایش بگذارد و هم بر وضعیت زن و مرد پیر و تنها در جامعه ایرانی را نوری بیندازد.
این فیلم گرچه نخستین فیلم با چنین ویژگیهای تحسینبرانگیزی در سالهای گذشته است، اما نخستین کنش جامعهی ایران در برابر سانسورهای حکومتی نیست. فیلم «کیک محبوب من» روی شانههای انقلاب «زن زندگی آزادی» ایستاده است. فیلم «کیک محبوب من» جریانساز نیست، اما محصول جریانی بزرگتر و ادامهدهندهی مبارزهای است که در ایران آغاز شده است.
شخصیتهای فیلم، به ویژه شخصیت اصلی زن، به جای اینکه موجوداتی زنده و قابللمس باشند، به تیپهایی کلیشهای و نخ نما تبدیل شدهاند. این شخصیتپردازی سطحی و در حد فیلم های هرزه نگاری، باعث میشود که مخاطب نتواند با شخصیتها همذاتپنداری کند و به آنها علاقهمند شود. شخصیتها فاقد پیچیدگی و عمق هستند و رفتارهای آنها قابل پیشبینی و کلیشهای است. به نظر میرسد که شخصیتها صرفاً برای پیشبرد داستان و پر کردن فضا به فیلم اضافه شدهاند. کیک محبوب من از طریق روایت متفاوت و دلنشین خود، نه تنها طبیعت جهانی عشق را به تصویر میکشد، بلکه به مبارزات بزرگتر برای آزادی شخصی و کرامت انسانی نیز اشاره دارد.
مهین بیوهای تنهاست که هر چند تماسهای تصویری تلفنی با دخترش به طور مرتب دارد اما به نوعی هرگز اجازه گفتگوی صحیح را نمیدهد. او به سختی به خواب میرود و قبل از ظهر هم نمی تواند از خواب بیدار شود. او به گل و گیاهانش آب می دهد، خرید میرود و خود را برای پذیرایی از دوستانش و میهمانی زنانه شان آماده میکند.
این مکالمه را زنان هر کشوری میتوانند در جمعی دوستانه با هم داشته باشند. بنابراین، مخاطب هر کشوری هم میتواند با این صحنه ارتباط برقرار کند. اما برای مخاطب ایرانی اینکه چنین مکالمهای با تصویری واقعگرایانه چطور پیش میرود، بسیار مهم است. به نظر میآید عنصر مخاطب خارجی برای نوشتن دیالوگهای این صحنه مشخصاً در نظر گرفته شده است. چون به چشم مخاطب دقیقتر ایرانی احتمالاً چندان ایرانی به نظر نمیآید.
روایت فیلم فاقد هرگونه ساختار مشخص و منطقی است و مخاطب در طول فیلم احساس میکند که در یک مسیر بیهدف در حال حرکت است. به نظر میرسد که فیلمسازان هیچ تلاش مشخصی برای ایجاد یک پایانبندی منطقی و رضایتبخش نداشتهاند. فیلمی که با وعده روایتی از عشق، تنهایی و پیری در میان نسل طلایی سینمای ایران، به اکران رسید، اما در عمل به یک فاجعه سینمایی بدل شد.
در پایان به بازی درخشان لیلی فرهادپور اشاره کنم که از پس بار سنگین فیلم از ابتدا تا به آخر برآمده است. او مهین را بهخوبی میشناسد و میداند زیر پوست او چه خبر است. شادیها، ترسها، عشق و غم مهین را به تماشاچیها از هر کشوری که باشند، منتقل میکند و شرایطی را فراهم میکند که هر کس به شیوهی خود او را درک کند.
شاهد دعوای دختری از نسل جوان با مأموران میشود و از دختر حمایت میکند. چند لحظه هم مثل گفتوگو با راننده تاکسی احساس شعارزدگی میدهد اما خب در راستای واقعگرایی سازندگان فیلم لازم است. حس تلویزیونی بودن فیلم در این صحنههای بیرونی هم احساس میشود اما تا سینما شدن فیلم فاصله زیادی نیست.
در این مسیر، مهین با فرامرز، یک راننده تاکسی، آشنا میشود. این آشنایی نقطه عطفی در زندگی مهین است که به او امکان میدهد احساسات و عواطفش را دوباره تجربه کند. فرامرز بهعنوان یک شخصیت مرد، نقش مهمی در زندگی مهین ایفا میکند و بین آنها لحظات صمیمی و عاشقانه شکل میگیرد. همچنین قابل یادآوری است که در سپتامبر 2023 خانم مقدم و آقای صناعیها میخواستند برای مراحل پساتولید فیلم به پاریس بروند، اما با ضبط گذرنامه آن ها، هر دو ممنوع خروج شدند. در ادامه این اتفاق، نیروهای امنیتی به خانه تدوین گر فیلم یورش برده و فیلم های تدوین نشده و سایر آثار مربوط به فیلم کیک محبوب من را ضبط کردند.
کسب و کار
چنین جمع هایی نیز که قبلترها هفتگی بود، حال سالی به یک بار برگزار می شود. موضوع اصلی گفتگوی این زنان نیز بیماریهای مختلف است اما صحبت به این موضوع کشیده میشود که آیا میتوان در سن آنها دوباره عاشق شد و روابط عاشقانه پیدا کرد. مهین تصمیم میگیرد که کنترل سرنوشتش را به دست بگیرد و زندگی عاشقانه جدیدی را بازسازی کند. به این ترتیب مهین، بدون این که خودش آن را کاملاً اعتراف کند، برنامه روزانه بیهدفش را با هدف مخفیانهٔ ملاقات با یک مرد تغییر می دهد. کیک محبوب من نه تنها یک فیلم بد، بلکه یک فاجعه سینمایی است. این فیلم نه تنها به سینمای ایران خدمتی نمیکند، بلکه به اعتبار آن نیز لطمه میزند.
«کیک محبوب من» فارغ از اعتقادات ما فیلم مهمی است و درباره حسرتهایی صحبت میکند که نه تنها شوخی نیست که واقعیت امروز جامعه ایران است. این فیلم بهطور مشترک در ایران، فرانسه، سوئد و آلمان تولید شده و این موضوع به تنوع فرهنگی و زبانی فیلم کمک کرده است. این همکاریهای بینالمللی نشاندهنده تأثیر سینمای ایرانی در سطح جهانی و جذابیت داستانهای آن برای مخاطبان بینالمللی است. این دور همی ها قبلاً هفتگی برگزار می شد و حالا تبدیل به یک بار در سال تبدیل شده است. به این ترتیب مهین، بدون اینکه خودش کاملاً اعتراف کند، برنامه روزانه بیهدف خود را با هدف ملاقات پنهانی با یک مرد توأم میکند.
اگر چه این فیلم از کسب جایزه خرس طلایی ناکام ماند اما جایزه فیپرشی (منتقدان بین المللی فیلم جهان) را به خود اختصاص داد و جایگاهی محترم در میان رسانههای سینمایی جهان پیدا کرد. فیلم «کیک محبوب من» داستان زنی به نام مهین را روایت میکند که سالهاست در خانهای نسبتاً بزرگ و تنها زندگی میکند. همسرش را مدتها پیش از دست داده و فرزندانش به خارج از کشور مهاجرت کردهاند. ارتباط او با تنها یکی از بچههایش بهواسطه تماس تصویری است و نوهاش نهتنها فارسی بلد نیست، بلکه علاقهای به صحبت با مادربزرگ خود نیز ندارد. مهین چند دوست قدیمی دارد که به دلیل کهولت سن، کمتر آنها را میبیند.
این فیلم با نقدهای تحسینآمیز مواجه شد و امتیاز صد درصدی راتن تومیتوز گواهی بر موفقیت آن است. بسیاری از مخاطبان ایرانی نیز مشتاقانه منتظر تماشای آن بودند. «کیک محبوب من» قصه زنی تنها به نام مهین را روایت میکند که در خانهای نسبتاً بزرگ مدتهاست تنها زندگی میکند. سالها پیش شوهرش را از دست داده، بچههایش مهاجرت کردهاند و تنها با یکیشان از طریق تماس تصویری در ارتباط است. نوهاش به احتمال زیاد فارسی بلد نیست و علاقهای به حرف زدن با مادربزرگش پای تلفن ندارد.
{دیدگاه کاربران
|}این فیلم که در جشنواره برلین مورد توجه قرار گرفت تولید مشترک ایران، فرانسه، سوئد و آلمان است. نه تنها این چنین نیستند بلکه مترصد فرصتیاند تا این مهر را خالصانه و عاشقانه نثار یک دیگری کنند. این را در «قصیده گاو سفید» و «احتمال باران اسیدی» هم دیدیم. شبی زیبا و پر از مهر که نتیجه برخورد دو انسانی است که سالهاست نتوانستهاند به یک دیگری مهر بورزند. اجازهاش را نداشتهاند و حالا به یکباره به جسارتی دوطرفه فرصتش را پیدا کردهاند، اگرچه اجازهاش را هنوز نه.
ساختن فیلم با تعداد محدود شخصیتها و در یک لوکیشن ثابت معمولاً چالشبرانگیز است و ایجاد یک اثر جذاب در این شرایط دشوار است. با این حال، سینمای ایران در این سبک فیلمسازی به مهارت رسیده است. با وجود محدودیتهای ممیزی، فیلمهای تکلوکیشنی و کمشخصیت در فضای خانه یا آپارتمان، جایگاه ویژهای در سینمای ایران دارند و اغلب جزو بهترین آثار محسوب میشوند. فیلم اخیر آنها به دلیل واقعگرایی موجود در آن، عمدتاً در فضای یک خانه میگذرد، گرچه چند سکانس خارجی نیز دارد.
{خلاصه داستان فیلم کیک محبوب من
|}خوشبخانه از آنجا که مهین شخصیت یک فیلم است، خیلی زود یک یار شیرینتر از خودش پیدا میکند و به زودی یکی از بهترین زوجهای مرد و زن تاریخ سینمای ایران در برابر چشمان ما قرار میگیرد. دو غریبه که به دلیل نقطه اشتراکشان که تنهایی است، انگار سالهاست همدیگر را میشناسند. فیلم «کیک محبوب من» فیلمی ایرانی است که در بخش مسابقهی جشنواره برلیناله ۲۰۲۴ به نمایش درآمد.
فیلم تصویری واقعگرایانه از دغدغههای آدمهایی پابهسنگذاشته به نمایش میگذارد که جزو دستهای از اجتماع به حساب میآیند که انگار قلب و روح ندارند. فیلم «کیک محبوب من» پرترهای از یک قهرمان زن ایرانی را به نمایش میگذارد. زنی که نامش مهین است و ما زمانی با او آشنا میشویم که رفته بازار میوه و سبزی بخرد. از آن لحظه به بعد دوربین به دنبال او راه میافتد تا ما نیز همراه او یکییکی از خطوط قرمز جمهوری اسلامی عبور کنیم. سخن پایانی«کیک محبوب من» بهعنوان یک اثر سینمایی متفاوت، تصویر واقعی و عمیقی از زندگی زنان بیوه و چالشهای آنها در جامعه ایران را ارائه میدهد. با وجود محدودیتها و چالشهای پیشروی فیلمسازان، این فیلم توانسته است صدای خود را به خوبی به گوش جهانیان برساند.
خصوصا بر پرده نقره ای سینما که فقط برای کاسبی و درآمد است. بلکه شغل است.اما در یک فرهنگ آن را تن فروشی می دانند و در فرهنگی دیگر، هنر.پس بیننده باید عاقل باشدوبا نگاه واقع گرایانه بین عشق و شغل تفاوت بگذارد. دهه شصت برای این بازیگر معروف تئاتر، سینما و تلویزیون دوره بسیار پر کاری بود و در سریال های به یاد ماندنی زیادی در این دهه حضور داشته است.
فیلم کیک محبوب من (My Favourite Cake)به کارگردانی بهتاش صناعیها و مریم مقدم، داستان زندگی زنی به نام مهین را روایت میکند. مهین، که در دوران سالمندی خود به سر میبرد، در جستوجوی معنای تازهای در زندگیاش است. او تصمیم میگیرد از چارچوبهای محدودکنندهای که جامعه و خانواده برای او ایجاد کردهاند، خارج شود، خودش باشد و به سمت تجربههای جدید حرکت کند.
بهتاش صناعیها نیز به عنوان کارگردانی مستعد در عرصه سینما شناخته میشود و همکاری او با مقدم، باعث ایجاد یک اثر قدرتمند شده است. مهین و فرامرز، دوست جدیدش با بازی درخشان اسماعیل محرابی، که دیدنش بعد از سالها در قاب سینما دلگرمکننده است، لحظات ماندگاری را در «کیک محبوب من» رقم میزنند. این فیلم به دور از هرگونه افراط و تفریط، توانسته به تعادلی مثال زدنی و شاعرانه و اعتراضی برسد. صحنههای اروتیک فیلم مانند دوش گرفتن، رقصیدن، نوشیدن و… همگی با ترکیبی از عناصر تراژدی و کمدی همراه شده و به هیچوجه به کیفیت و طبیعی خود لطمه نزده است. فیلم «کیک محبوب من» نخستین فیلم ایرانی است که در چهل و پنج سال گذشته در داخل ایران ساخته شده و اینچنین از خطوط قرمز جمهوری اسلامی عبور کرده است.
که ذهن باغچه دارد آرام آرام از خاطرات سبز تهی میشود و حس باغچه انگار چیزی مجرد است که در انزوای باغچه پوسیده است.
در وهله اول، این فیلم به موضوعات اجتماعی و فرهنگی مختلفی میپردازد که باعث شده میان تماشاگران و منتقدان بحثهای فراوانی برانگیخته شود. همچنین، مسائل مرتبط با روند تولید و اکران فیلم، از جمله محدودیتهای بینالمللی، توجه بیشتری را به این اثر هنری جلب کرده و آن را به عنوان فیلمی با دیدگاههای اجتماعی برجسته کرده است. «کیک محبوب من» از منظر جنبه اعتراضی، در دام شعار نیفتاده و با هوش، درایت و جسارت، مسائل اجتماعی ایرانِ امروز را نقد میکند. مهین از طریق تماس صوتی و تصویری با دخترش که در خارج از ایران زندگی میکند، ارتباط برقرار کرده و علیرغم بیتفاوتیهای گاه و بیگاه فرزندش، تلاش میکند تا ارزشهای مادرانهاش را بازتاب دهد. او با مقایسه محدودیتهای اجتماعی و سیاسی فعلی، روزهای خوش جوانیاش را مرور کرده و به سهم خود در تلاش است تا خواستههای نسل جدید دختران ایرانی را فهمیده و با آنها همراه شود.
فیلم سینمایی قلهک
فیلم سینمایی قهرمان
فیلم سینمایی قشنگ
فیلم سینمایی قرمز
فیلم سینمایی قورباغه
فیلم سینمایی قدغن
فیلم سینمایی قشنگ ایرانی
فیلم سینمایی قانون شکنان ۴
فیلم سینمایی عاشقانه
فیلم سینمایی عاشقانه جدید بدون سانسور